تبليغاتX
نجــوای مـن
نجــوای مـن

 

یا فتاح

الهی؛ بنمای رهی که ره گشاینده تویی
بگشای دری که در گشاینده تویی
من دست به هیچ دستگیری ندهم
کیشان همه فانیند و پاینده تویی

سلام؛

 بالاخره این وبلاگ هم داره افتتاح میشه؛ اینکه چرا دارم تو این فضای مجازی مینویسم و یا اینکه چرا تا حالا ننوشتم، بماند (اونقدر دلیل و توجیه وجود داره که از حوصله خارجه) هرچی که هست مهم اینه که الان دارم اینجا مینویسم و بخشی از این محیط مجازی رو به خودم اختصاص میدم.
    
            باشد که پلکانی باشد برای صعود و بالا رفتن و نه بالعکس، انشاءا... .

 اما اینکه از چی میخوام بنویسم و چه سبکی؛ چیزیه که تو ادامه معلوم میشه، اما بیشتر تصمیمِ خودم اینه که مطالبی که تو روز برام جالب میاد یا به نحوی ذهنم رو به خودش مشغول میکنه، هرچند کوتاه مدت، اینجا بیارم. حالا ممکنه یه نوشته، داستان، شعر، نقل قول، خاطره و یا هر مطلبی باشه که لزوماً از خودم نیستن و ممکنه هر جایی دیده یا شنیده باشم.
 هرچند اینجا رو بیشتر یه جور دفترچه یادداشت دیجیتالی میدونم، اما دوست دارم دوستانی که به این صفحه سرمیزنن، نظراتشون رو دریغ نکنن؛ که مطمئناً تأثیرگذار خواهد بود.

پی نوشت: این وبلاگ در روز عید سعید فطر افتتاح میشه؛ با توجه به اینکه تازه از ماه مبارک خارج شدیم و هنوز بخشی از شیرینی دعای جوشن کبیر در درون ما وجود داره؛ قصد دارم هر پست این وبلاگ رو با یکی از نامهای خداوند شروع کنم.
   پس با نام و یاد گشاینده هر کاری آغاز میکنم. الهی به امید تو.   

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1:45 توسط نجوا| |